شعر و اشک
  
 نیست در کس جرم و وقت طرب می گذرد
 
بهمن 1384
ش ی د س چ پ ج
1 2 3 4 5 6 7
8 9 10 11 12 13 14
15 16 17 18 19 20 21
22 23 24 25 26 27 28
29 30          
 
آرشیو

ماسک کوچک کننده بینی ماسک کوچک کننده بینی
ماسک چندکاره مخصوص بینی
پاک کننده، کوچک کننده و فرم دهنده
مجموعه آثار دکتر علی شریع
تمام آثار دکتر شریعتی شامل کتاب، فیلم ویدئویی و سخنرانی
X
تبلیغات در بلاگ اسکای
 
شنبه 15 بهمن ماه سال 1384

در تاریکیه شب 3 شمع روشن کردم اولی برای بودنت , دومی برای دیدنت و سومی برای بوسیدنت .در آخر هر 3 را خاموش کردم برایدر آغوش گرفتنت


 
شنبه 15 بهمن ماه سال 1384

خودمو گول میزدم توی دو رنگی نمیخواستم ببینم اون دل سنگیت می دیدم داشتی یواش یواش می رفتی اما خواستم خوش باشی توی زرنگی هی می گفتم دل خوش فردا می مونم واسه خوندن تو بودی تنها بهونم هی می گفتم به خودم همش خیال همه این حرفا یه شوخی می دونم تو چشات برقی نبود مثل گذشته تازه فهمیدم از این حرفا گذشته من همونیم که بودم تو داری عوض میشی من همونیم که بودم تو داری عوض میشی

0000000


 
جمعه 14 بهمن ماه سال 1384

: نمیخوام بگم که قدر یه دنیا دوستت دارم... چون دنیا یه روز تموم میشه... نمیخوام بگم که مثل گلی... چون گل هم یه روز پژمرده میشه... نمیخوام بگم که سیاهی چشمات مثل شبهای پر ستاره اس... چون شب هم بالاخره تموم میشه... نمیخوام بگم که مثل اب پاک و زلالی... چون اب که همیشه پاک نمیمونه... نمیخوام بگم که دوستت دارم... بلکه من عاشقتم... چقدر سخته هر لحظه با تو بودن اما از تو دور بودن...

بچه ها شوخی شوخی به گنجشکها سنگ می زنند... و گنجشکها جدی جدی می میرند... آدمها شوخی شوخی زخم می زنند... و قلبها جدی جدی می شکنند... و تو شوخی شوخی لبخند می زنی... و من جدی جدی عاشق میشم


 
پنجشنبه 13 بهمن ماه سال 1384

سکوتی سرد درثانیه هایی که قلبم نمیداند بطپد یا بایستد بیخوداز خود فقط امیدوارم که توراببینم شاید که قلبم طپیدن را از سر بگیرد ولی ای وای که فرشته نجات من با آتش این عشق قلب کسی دیگر را به طپیدن وا میدارد ای وای ای وای من چرا منتظرم قلبم که پیش از آرزویم ایستاده است

000000حدس می زدم شبی جوابم کنی

وقصرکوچک مراخراب کنی

سرقرارعاشقی همیشه دیرمی کنی

ولی برای رفتنت عجب شتاب می کنی

من ازکنارپنجره نگاهت می کنم

وتونام دیگری ؛مراخراب می کنی

چه ساده درازای یک نگاه خاندی

هزارمرتبه زخجالت ابی می کنی

به خاطرتومن همیشه باهمه غریبه ام

توکمترازغریبه مراخراب می کنی

وکاش گفته بودی ازنگاه اولت

که بعدازمن دوباره دوست انتخاب می کنی


 
پنجشنبه 13 بهمن ماه سال 1384

میان خستگی هایم صدایی آشنا باشد به دنبال کسی هستم که دستانش پر از امید میان شهر چشمانش پر از عشق و صفا باشد به دنبال کسی هستم که در این وادی غربت میان این همه دوری برایم تکیه گاه باشد به دنبال کسی هستم که تقدیمش کنم دل را و او هم با نگاه من به خوبی آشنا باشد به دنبال کسی هستم که چون دریای بی پایان برایم بی کران باشد و آرام و نهان باشد به دنبال کسی هستم که مانند شقایق ها همیشه عاشق و شیدا و لیکن00000000000


 
جمعه 7 بهمن ماه سال 1384

نیست در کس  جرم و وقت کرم می گذرد*** چاره آنست که سجاده به می بفروشیم


 
جمعه 30 دی ماه سال 1384

دیشب هوس دل غمگینم بگرفت ****اندیشه یار نازنینم بگرفت

گفتم بروم از پی دل تا آنجا****  اشکم بدوید و آستینم بگرفت

اشکم بدوید و آستینم بگرفت


 
جمعه 9 دی ماه سال 1384
نیست در کس جرم و وقت کرم میگذرد *** چاره انست که سجاده به میخانه بفروشیم

 
جمعه 2 دی ماه سال 1384
رفتم برای  رفتن!!!!!!!!!!

 
شنبه 12 آذر ماه سال 1384
زندگی شاید افروختن سیگاری باشد ،
در قاصله رخوتناک دو هم آغوشی .

یا عبور گیج رهگذری باشد
که کلاه از سر بر می دارد و به رهگذری دیگر
با لبخندی بی معنی می گوید
"صبح بخیر"

زندگی شاید آن لحظه مسدودی ست
که نگاه من ؛ در نی نی چشمان تو
خود را ویران می سازد

و در این حسی است
که من آن را با ادراک ماه
و با دریافت ظلمت خواهم آمیخت

آه ...
سهم من این است
سهم من این است
سهم من ؛ آسمانی ست که آویختن پرده ای ؛
آن را از من می گیرد

 
جمعه 11 آذر ماه سال 1384

همای اوج سعادت به دام  ما افتد****  اگر تورا گذری بر مقام  ما  افتد


 
چهارشنبه 18 آبان ماه سال 1384
دوش ز دست رقیب ساغر می  خورده ای ****من به خطا رفته ام یا تو خطا کرده ای

 
شنبه 7 آبان ماه سال 1384
امشبی  را که در آنیم غنیمت  شماریم **** شاید ای جان نرسیدیم به فردائی دگر

 
جمعه 15 مهر ماه سال 1384
اوا  هه واری  من همو  عاشقانی  گریان**** تو بویی  هق هق ی که نینینت  دچوا  بوو  آسمان

 
شنبه 26 شهریور ماه سال 1384
یک جرعه ی آن مست کند هردو جهان را****چیزی که لبت ریخت به بیمانه ام امشب


 
یکشنبه 13 شهریور ماه سال 1384
بی حاصلم از عمر گرانمایه فریبا***گر جان نرود دربی جانانه ام امشب

 
شنبه 29 مرداد ماه سال 1384
من به دنبال تو با بای برهنه  ***تو جون و تازه ای من بیر وکهنه

 
پنجشنبه 20 مرداد ماه سال 1384
شد زندگانی زندان غم*** دریای اشک چشمان من

 
پنجشنبه 20 مرداد ماه سال 1384

تا زیادم برده ای از یاد  عالم رفته ام ***  هیچ کس جز غم نمی برسد فراموش تو را


 
پنجشنبه 20 مرداد ماه سال 1384
ای عمر شیرین از تو سیرم**** بگذر از من تا بمیرم

   1      2      3    >>
برای عضویت در خبرنامه این وبلاگ نام کاربری خود در سیستم بلاگ اسکای را وارد کنید
نام کاربری
 
تعداد بازدیدکنندگان : 29055


Powered by BlogSky.com